مطالعات بازار و عارضه یابی
مطالعات بازار و عارضه یابی
بازار به عمليات لازم جهت رساندن كالا از توليد
كننده به مصرف كننده ضمن بوجود آوردن تقاضا براي تمام كالاهاي موجود و يا قابل
توليد اطلاق مي شود.
مطالعات بازار نيز با هدف
اصلي شناسايي ميزان تقاضاي بازار يا تعيين گستره بازار جهت يك محصول يا خدمات
انجام مي پذيرد . بيگمان،هيچ سازماني نميتواند بدون داشتن اطلاعات جامع و
صحيح از وضعيت بازار به تصميمگيريهاي صحيح و اتخاذ استراتژيهاي مناسب دست
يابد. بر اين اساس، انجام مطالعات بازار يكي از فعاليتهاييست كه در دنياي كسب
و كار امروز از اهميت قابل توجهي برخوردار است و جزو عوامل كليدي موفقيت
سازمانها محسوب ميشود. بديهيست انجام مطالعات بازار در هر مرحله از عمر
سازمان و يا هر مرحله از عمر محصولات، ويژگي و اهميت خاص خود را دارد.
به
عنوان مثال، هنگام آغاز يك سرمايهگذاري جديد، يكي از مهمترين مسايلي كه بايد
مورد توجه قرار گيرد شناخت صحيح از مشتريان و مخاطبان آن سرمايهگذاري است.
بديهيست، اگر محصول يا خدمتي كه براي تامين يا توليد آن سرمايهگذاري ميشود
به فروش نرسد، يا موفق به يافتن بازاري مناسب نشود، سرمايهگذاري با موفقيت رو
به رو نخواهد بود. از اين رو، يافتن بازار هدف و مخاطبان مناسب براي هر
سرمايهگذاري از اصليترين دغدغههاي سرمايهگذاران است كه ميتوان با انجام
مطالعات جامع بازار، به بهترين شكل ممكن به آن پاسخ داد.
در طراحي اصولي
واحد هاي توليدي اين بخش از اهميت ويژه اي برخوردار است به گونه اي كه طراحي
واحد بايد بر مبناي مطالعات بازار و نتايج حاصل از آن صورت مي گيرد .شناخت
بازار به توليد كننده اين امكان را فراهم مي سازد تا آنچه مورد نياز بازار مي
باشد را توليد نمايد. مواردي از قبيل مشخصات محصول ، شرايط و نحوه فروش ، نحوه
توزيع ،ظرفيت توليد ، استراتژيهاي توليد و ... در اين بخش تعيين مي گردد .
لازم به ذكر است مطالعات بازار كه معمولاً قبل از توليد بررسي مي شود با بازار
يابي و فروش كه معمولاً بعد از توليد شكل مي گيرد ، نبايد به يك مفهوم متشابه
گردد